مانرو

دو دختر و یک پسر به همراه خاله شان و پسر جوانی دیگر در یک واگن قطار نشسته اند. خاله قصه ای آموزنده برای آن ها می گوید که بچه ها خوش شان نمی آید. ولی مرد جوان با یک قصه ی کوتاه و غیرآموزنده بچه ها را ساکت می کند.