ف. معافی

جوجه اردکی به دنیا می‏آید که زشت است و همه ى اردک ها او را از خود مى رانند. جوجه اردک از زادگاهش فرار می‏کند. پس از مدتی خود را در آب می‏بیند و متوجه می‏شود که زیبا شده است . دو قو از کنارش می‏گذرند و به او می‏گویند که قوست نه اردک.