فلیپ کورانتن

صبح مانند همیشه ژوزف در اتاق پدر و مادرش را می زند تا آنها را از خواب بیدار کند. مادر در حمام است و پدر چون شب گذشته دیر خوابیده هنوز خواب است. ژوزف پیش پدرش می رود او را قلقلک می‌دهد تا از خواب بیدار شود و برایش داستان تعریف کند. پدر، دختر را در…