علی صلح جو
سارا از جانوران می ترسد. او از دایی اش که در یک سیرک کار می کند، مى پرسد که چرا از جانوران نمی ترسد. دایی اش به او می گوید که به دلیل داشتن دندان شیر از هیچ جانوری نمی ترسد و اگر سارا یک کیک سیب برایش درست بکند، او هم یک دندان شیر به او خواهد داد…