شجاع

دخترک مو طلایى براى چیدن گل به جنگل می‌رود. در جنگل گم می‌شود و به خانه‌اى در آن نزدیکى ‏وارد می‌شود. پس از خوردن غذا، خوابش می‌برد. با صداى خرس‌ها که صاحب خانه‌اند، بیدار می‌شود و فرار می‌کند. بعدها دخترک فکر مى‌کند خرس‌ها چهره‌ی مهربانی داشته‌اند…