رسام و. لوسین

ژینا پس از خریدن هفت نان حلقه ای، در راه خانه مشغول نگاه کردن به مغازه ها ست. سگی‏از پشت سر همه نان ها را مى خورد. ژینا به دنبال او مى رود تا تنبیه اش کند، اما گم می شود. ژینا گریه می کند تا اینکه پیرزنی از راه مى رسد و گلی به او می دهد که هفت گلبرگ…