داريوش عباداللهى واحد
روباه و گرگ، جانوران جنگل را که از فراوانى نعمت تنبل شده اند گول میزنند و شکار میکنند. تا اینکه راسوى زرنگ و قوى به این فکر میافتد که جانوران را با هم متحد کند. راسو با کمک جانوارن دیگر روباه و گرگ را از میان میبرند.
افشین با دیدن تلاش مورچه ها تصمیم مىگیرد با وجود مخالفت پدر و مادرش کار کند. او و دوستانش قایق کوچکی مىسازند تا با آن در دریا کار کنند، اما دارو و دسته ی حاج ممی که در مرداب کار میکنند، اجازه ى کار کردن به دیگران نمیدهند. آنها قایق افشین و…