حمید گروگان
پدر احمد دچار گرفتارى مالى می شود و از غلام، نوکر ارباب، پول قرض مىکند. ولى نمىتواند قرضش را پس بدهد. احمد که از این موضوع خیلى ناراحت است، سعى مىکند به پدرش کمک کند. او به ده بالایى مىرود تا از عمویش که سال ها با پدرش قهر است، تقاضاى پول بکند،…