تقی کیارستمی
در دهی سبز و خرم زن و مردی زندگی می کنند که بچه ندارند. روزی مرد برای هیزم شکنی بیرون می رود. یک شاخه بریده ی درخت به او می گوید: من را به خانه ببر و دور من ورد بخوان... مرد شاخه را به خانه می برد و با زنش دور آن می چرخند. به جای بچه، غولی از آن…