ادگار رايس بورو
تارزان با مردی بومی به نام اومات آشنا می شود. آن دو به کمک هم شیری را که تصمیم داشت به آن ها حمله کند، از پاى در مى آورند. اومات به تارزان مىگوید که درگذشته فرمانرواى قبیله زومانگانی بوده است ولی اسار رقیبش می خواهد تخت پادشاهی و همسر ش را از او…