ادره قزوینی

کوزه فروش کوچولو در مدت کوتاهى کوزه هایش را در بازار مى فروشد و کلاهى حصیرى مى‌خرد. کلاه را بر سر مى‌گذارد و با الاغش روانه ى خانه مى‌شود. در راه، ماری سمى به او حمله می‌کند. کوزه فروش کوچولو با مار مبارزه مى‌کند. ولی کلاه و الاغش گم مى‌شوند. طوطى…